گزارش| قانونی برای تضعیف تشکیلات خودگردان فلسطین یا دوشیدن عربستان!
دولت آمریکا با اینکه به سمت قطع کمک به دولت خودگردان فلسطین رفته است با مکمل هایی تلاش می کند این اقدام خود را توجیه و تکمیل کند.
كدخبر: id-16492
تاريخ: 2018-10-10 11:35:43

تشکیلات خودگردان فلسطین از سال 1994 رسما تأسیس شد. پس از امضای توافقنامه اسلو بین سازمان آزادی بخش فلسطین و رژیم صهیونیستی، از آنجا که این قرار داد به توافق نهایی منجر نشد و تنها اولیاتی در آن مورد توافق قرار گرفت، مقرر شد دو طرف طی مذاکراتی ادامه دار به توافق نهایی برسند. دولت خودگردان یک نهاد حاکمیتی موقت بود که قرار شد به طور موقت و برای دوره ای حداکثر 5 ساله تأسیس شود تا امور مربوط به فلسطینیان را مدیریت کند. به دلیل آنکه هیچ گاه در مذاکرات بین ساف و رژیم صهیونیستی توافقی پس از آن تاریخ به وجود نیامد، دولت خودگردان تاکنون در همان شکل باقی مانده است.

دولت خودگردان، دولتی با کمک های خارجی

بودجه اصلی تشکیلات خودگردان را کشورهای غربی و ایالات متحده تأمین کرده است. حدود 400 میلیون دلار سالانه دولت آمریکا به دولت خودگردان کمک کرده اند. اتحادیه اروپا، کشورهای عربی و برخی کشورهای آسیایی همچون ژاپن نیز به همین اندازه به دولت خودگردان کمک مالی ارائه می کنند. دولت آمریکا از دوره دوم اوباما شروع به کاهش این کمکها کرد. حال در این روزها ترامپ قصد دارد با قطع این کمکها دیگر کمکی به دولت خودگردان نکند. طی این سالها عربستان و کشورهای حاشیه خلیج ها به بهانه های مختلف کمکهای خود به دولت خودگردان را کاهش داده‌اند به همین لحاظ طی 5 سال گذشته همواره دولت خودگردان با بحران مالی مواجه بوده است.

قانون آمریکایی که کمک به دولت خودگردان را قطع خواهد کرد

طی روزهای گذشته دونالد ترامپ قانون جدیدی را امضا کرده است که براساس آن دادگاه های آمریکا صلاحیت ورود در شکایت هایی را خواهند داشت که علیه کمک های دولت آمریکا به کشورهای دیگر ارائه می شود. به این معنا که اگر شهروندان آمریکایی نسبت به کمک هایی که دولت آمریکا ارائه می کند شکایتی داشته باشند آنگاه دادگاه های آمریکا می توانند علیه آن حکم صادر کنند. این احکام هم دست دولت آمریکا را خواهد بست و هم اینکه موجب خواهد شد دولت هایی که کمک را دریافت کرده اند با اتهامات مختلف مورد پی گرد قرار گیرند. پیش از این دادگاه های آمریکا، صلاحیت ورود در این پرونده ها را نداشتند اما با امضای این قانون، این صلاحیت به دادگاه ها آمریکایی داده می شود.

شکایت‌هایی علیه دستگاه امنیتی دولت خودگردان

در گذشته، تحت عنوان حمایت از تروریسم، دهها شکایت علیه حمایت های مالی ارائه شده به دستگاه امنیتی دولت خودگردان ارائه شده است اما دادگاه های آمریکایی در تمام این موارد اعلام کرده اند صلاحیت و اختیار ورود در این پرونده ها را ندارند. لذا حکمی علیه آن کمک ها صادر نشد. اما با قانون تمامی شکایت هایی از این دست می توانند در دادگاه های آمریکا پیگیری شوند.

به دلیل اینکه کمک های آمریکا به دولت خودگردان صرف دستگاه امنیتی آنها می شده، حال با قطع این کمک ها باید گفت با قطع کمک های آمریکا و تصویب قانون جدید این دستگاه امنیتی دولت خودگردان است که متضرر این اقدام خواهد شد و به معنای کامل شاید تا مرز تعطیلی برود. چرا که یا نباید کمک های آمریکا را دریافت کنند یا اگر کمک های آمریکا را دریافت کنند با شکوائیه هایی روبرو خواهند بود که سرانجام آنها را به ورشکستگی سوق خواهد داد.

دستگاه امنیتی دولت خودگردان نقطه ثقل اعتماد صهیونیست ها

دستگاه امنیتی دولت خودگردان و تعداد قابل توجهی از نیروهای آن در انتفاضه دوم شرکت داشتند. لذا پس از انتفاضه دوم، صهیونیست ها با کمک آمریکا، دستگاه امنیتی دولت خودگردان را متحول ساختند. از آن تاریخ تا امروز همکاری و هماهنگی امنیتی موجود بین این دستگاه و ارتش رژیم صهیونیستی همواره نقطه مرکزی اعتماد صهیونیست ها برای کنترل کرانه باختری بوده است. چرا که با اشرافی که این هماهنگی امنیتی برای صهیونیست ها ایجاد می کند آنها توانسته اند کرانه باختری را در کنترل خود داشته باشند. حال سؤال اینجا است که چرا آمریکا در مقطع کنونی با تصویب قانونی در کنگره تلاش می کند این دستگاه امنیتی را به سمت ضعف ببرد؟ آیا بین آمریکا و صهیونیست ها در این زمینه اختلافی وجود دارد؟

امنیت نقطه بدون اختلاف رژیم صهیونیستی و آمریکا

طی سالهای گذشته آمریکا و رژیم صهیونیستی در نقاط مختلفی با هم اختلاف داشته اند اما تنها نقطه ای که هیچ گاه اختلافی وجود نداشته و اگر وجود داشته ادامه نیافته است، امور امنیتی بوده است. شکل جدید دستگاه امنیتی دولت خودگردان را آمریکایی ها با کمک ژنرال دایتون در کرانه باختری پایه ریزی کردند و تا امروز نیروهای این دستگاه را در پادگان هایی در اردن آموزش داده اند. پس مسئله به دلیل اختلاف بین دو طرف نیست.

سناریوهای احتمالی

دونالد ترامپ نشان داده است که یک شخصیت اقتصادی است و برای حل مشکلات اقتصادی آمریکا به میدان آمده است. او به دنبال کاستن از هزینه های آمریکا است اما به گونه ای که منافع آمریکا در تمام جهان خسارت نبیند. دولت ترامپ از زمان به قدرت رسیدن این را اعلام کرد که کمک هایش به دولت خودگردان را قطع خواهد کرد. مسئله از این هم فراتر است و به نظر می رسد حاکمیت در آمریکا این تصمیم را گرفته است چرا که در دوره اوباما هم این مسئله اعلام شد و بخشی قابل توجهی (حدود نیمی) از کمک های آمریکا به دولت خودگردان قطع شد. لذا آمریکایی ها می خواهند این کمک را قطع کنند. اما آیا می خواهند دولت خودگردان و دستگاه امنیتی آن زمین بخورد؟

سناریوی اول؛ پول عربستان جایگزین کمک های آمریکا

براساس اظهارات ترامپ از زمان به قدرت رسیدن و سفری که به ریاض داشت و اظهاراتی که طی روزهای گذشته در رسانه ها منتشر کرده معلوم می شود جایگزین تأمین هزینه های آمریکا، پول های عربستان و کشورهای حوزه خلیج فارس است. ترامپ با بیان مسئله دوشیدن کشورهای ثروتمند خلیج فارس عملا اعلام کرد می خواهد هزینه هایش در منطقه غرب آسیا و شمال آفریقا را با ثروت این کشورهای تأمین کند. این نخستین سناریوی احتمالی است. یعنی دولت آمریکا سنگینی بار کمک هایش به دولت خودگردان را بر دوش کشورهای حاشیه خلیج فارس بیاندازد. نه دستگاه امنیتی و امنیت صهیونیست ها آسیب ببیند، نه آمریکا هزینه ای پرداخت کند.

سناریوی دوم؛ طرح صهیونیست ها برای کرانه باختری

رژیم صهیونیستی برای حفظ امنیت کرانه باختری نیاز مبرمی به دستگاه امنیتی دولت خودگردان دارد. این نیاز در حدی است که هیچ گاه اجازه نداده است این دستگاه کمترین آسیبی ببیند. حتی اگر آمریکایی ها در دوره هایی خواسته اند برای تنبیه دولت خودگردان، بودجه آنها را کم کنند صهیونیست ها به محض اینکه احساس کرده اند این مسئله می تواند موجب خسارت به دستگاه امنیتی دولت خودگردان شود به نوعی یا آن را جبران کرده اند یا به آمریکایی ها فشار آورده اند تا مشکل را حل کنند. اما سؤال در اینجا این است که چرا صهیونیست ها در مقابل قطع کمک های آمریکا و تصویب قانونی علیه کمک های دولت آمریکا به دولت خودگردان سکوت کرده اند؟

صهیونیست ها طی یکسال گذشته نشان داده اند طرح های ویژه ای برای کرانه باختری دارند. آنها قدس را رسما پایتخت خود اعلام کرده اند، فلسطینیان این شهر را با طرح های مختلف اخراج می کنند و در تعطیلی آژانس کمک رسانی سازمان ملل به آوارگان فلسطینی (آنروا) نقش به سزایی داشته اند. اظهارات مقامات و احزاب سیاسی تندرو نیز بر مدار الحاق کرانه باختری به سرزمین های اشغالی 1948 می چرخد. با جمع بندی نکات فوق می تواند یک سناریوی احتمالی این باشد که صهیونیست ها به دلیل اینکه طرح خاص و جدیدی برای کرانه باختری دارند احتمالا در این طرح دیگر نیازی به دستگاه امنیتی و خدمات آن ندارند. این طرح می تواند الحاق کرانه باختری یا کنترل مستقیم کرانه باختری به دست ارتش رژیم صهیونیستی و یا مجموع دو احتمال باشد. اگر به مسئله اینگونه نگاه کنیم، دیگر صهیونیست ها نیازی به دولت خودگردان و دستگاه امنیتی آن ندارند و حذف آن می تواند حتی مطلوب آنها نیز باشد.

انتهای پیام/تسنیم