اخبار کوتاهآرشیو
پربازدیدترین اخبار
کد خبر : 19730تاریخ ثبت : 1399/10/21 11:56:16

تحولات فلسطین در یک نگاه؛ رونمایی از سند معامله قرن تا عادی سازی برخی رژیم‌های عربی

سال ۲۰۲۰ میلادی در عرصه فلسطین، سال پیامدهای ناشی از طرح معامله قرن ترامپ بود که خروجی آن تعمیق شکاف جناح غربی و اثبات حقانیت رویکرد مقاومتی شد.

 سال 2020 یکی از پر فراز و نشیب ترین سالهای قرن 21 در فلسطین بود. این سال فراز و نشیب فراوانی را به خود دید که در نوع خود طی یک سال بی نظیر بوده است.در این یک سال وقایعی کاملاً متناقض در عرصه فلسطین رخ داد و دو جناح سازشکار و مقاومتی را در دو جبهه کاملاً نزدیک به هم و دور از هم نگاه داشت.
رونمایی از سند معامله قرن و اتحاد فلسطینیان

آغاز سال 2020 با رونمایی سند سیاسی معامله قرن توسط دونالد ترامپ همراه بود. رونمایی از این سند به معنای عزم جدی ترامپ برای اجرایی کردن این طرح ضد فلسطینی در عرصه فلسطین و منطقه بود. با رونمایی از سند سیاسی معامله قرن، فلسطینیهای سازشکار که سالها اقدام به مذاکره با صهیونیستها کرده بودند در انزوا قرار گرفته، تمام توافقات سه دهه مذاکرشان به زباله دان ریخته شد. این رویکرد آمریکاییها و صهیونیستها به سازشکاران فلسطینی در حالی شکل می گرفت که آنها بارها از خواسته های ملت فلسطین عقب نشینی کرده بودند.

کنار زدن سازشکاران فلسطینی سبب شد برای نخستین بار تمام گروههای فلسطینی گردهم آمده، برای تشکیل یک رهبری مشترک فلسطینی و ایجاد یک راهبرد ملی برای آزادی فلسطین اقدام کنند. با شکل گیری نشستهای وحدت بین گروههای فلسطینی پرونده «آشتی ملی فلسطین» دوباره احیا شد و کارگروههای ملی با حضور تمام گروههای فلسطینی در تابستان 2020 شکل گرفت تا آشتی ملی را در راستای همان هدف ایجاد رهبری و راهبرد ملی فلسطین سامان بخشند. اما با پایان تابستان 2020 و پر رنگ شدن احتمال موفقیت «جوبایدن» در انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده، باز هم نگاه سازش به استمرار مذاکرات سازش امید پیدا کرد و میز آشتی ملی فلسطین را رها کرد.

حال در این روزهای آغازین سال 2021 آنها با اتلاف وقت در انتظار روی کار آمدن «جوبایدن» هستند تا پای میز مذاکره ای بروند که طی سه دهه از آن نتیجه ای جز عقب نشینی از مواضع و خواسته های خود نگرفته اند.

تلاش رژیم صهیونیستی برای الحاق کرانه باختری به سرزمین های 1948

بهار سال 2020، رژیم صهیونیستی سومین انتخابات مستمر خود را پس از دو ناکامی در تشکیل کابینه طی سال 2019 برگزار کرد. پس از آن انتخابات در آوریل 2020، دو جناح رقیب و مخالف یعنی ائتلاف راستگرایان به رهبری «بنیامین نتانیاهو» و ائتلاف چپگرایان و میانه ها به رهبری «بنی گانتس» ، به شکل غیر منتظرهای با هم ائتلاف کردند. این ائتلاف در حالی با اصرار و میانجیگری مقامات دیگر همچون رئیس رژیم صهیونیستی و به بهانه بحران ناشی از کرونا شکل گرفت که این دو طرف سایه دیگری را با تیر هدف می گرفتند.

با تشکیل کابینه ای که می توان آن را کابینه اضداد نامید، نتانیاهو که در شعارهای انتخاباتی اش وعده الحاق کرانه باختری را به راستگرایان و تندروهای مذهبی داده بود، به سمت اجرایی کردن این وعده خود رفت. تلاش صهیونیستها موجی از مخالفت را در میان جناح غربی به وجود آورد و عملاً شکافی را علنی و تشدید کرد که پیش از این تلاش میشد از آن کمتر سخن گفته شود.

بیان اینکه صهیونیستها قصد دارند الحاق کرانه باختری به سرزمین های سال 1948 را آغاز کنند موجی از واکنشهای مخالف را در بر داشت که مهمترین آن در کشورهای اسلامی و عربی و جریان های همراه با غرب شکل گرفت و آنها را مقابل یک دو راهی قرار داد. آنها از یک سو باید افکار عمومی کشورهای عربی و اسلامی را با ژست حمایت از فلسطین حفظ می کردند و از سوی دیگر باید به دنبال از اربابان غربی خود حرکت می کردند. و حال آن که بین جناح غرب هم در این خصوص اختلاف شدیدی وجود داشت و حتی در خود ایالات متحده دو موضع کاملاً متضاد برای الحاق بیان می شد.

عزم صهیونیستها برای الحاق، به شدت فلسطینیها را متأثر کرد. گروههای مقاومت ضمن اعلام مخالفت با این اقدام و تهدید صهیونیستها در خصوص  واکنش مقاومت در صورت اجرای این طرح، بر موضع همیشگی خود مبنی بر اینکه صهیونیست ها جز زبان زور نمی فهمند، به همگان اعلام کردند دلیل جسارت یافتن صهیونیستها برای این اقدام، استمرار سازش و عقب نشینیهای فلسطینیان سازشکار پای میز مذاکره با آنها است.

در میان سازشکاران فلسطینی نیز اختلاف شدیدی ایجاد شد و آنها به این نتیجه رسیدند اگر روی رویکرد گذشته خود اصرار کنند به زودی از کرانه باختری محاصره شده توسط شهرکهای صهیونیست نشین، نیز اخراج خواهند شد. تلاش برای الحاق کرانه باختری سبب شد حکومت خودگردان فلسطین، روابط خود با رژیم صهیونیستی را قطع کند. هرچند این اقدام صوری و در مدت کوتاهی انجام شد و عملاً نوعی محدودیت در همکاری امنیتی ایجاد کرد و سبب قطع کامل این روابط نشد، اما همین محدودشدن همکاریهای امنیتی حکومت خودگردان با صهیونیستها اقدامی بود که هیچگاه تا همین اندازه هم عملی نشده بود و از اهمیت بالایی برخوردار بود. تا جایی که صهیونیستها را واداشت برای برقراری دوباره آن دست به اقداماتی چون نوشتن نامه درخواست به ابومازن از سوی فرمانده بخش کرانه باختری ارتش رژیم صهیونیستی پیش بروند. نامه ای که به عنوان شرط از سوی ابومازن مطرح شده بود، اما نه با این توصیف که نامه درخواست باشد بلکه ابومازن شرط کرده بود مقامات درجه اول رژیم صهیونیستی با عذرخواهی از فلسطینیها تضمین دهند که اقدام به الحاق کرانه باختری نخواهند کرد و همین شرط تنها به یک نامه درخواست از سوی یک مقام درجه چندم ختم شد.

اما جدی شدن صهیونیست ها برای اجرای طرح الحاق علاوه بر قطع روابط، حکومت خودگردان را به سمت آشتی ملی و وحدت با گروههای مقاومت نزدیک کرد و یکی از انگیزه های جدی برگزاری نشست مشترک لبنان رام الله شد که پس از عادی سازی روابط امارات متحده عربی با رژیم صهیونیستی عملی شد.

عادی سازی روابط کشورهای عربی و اثبات حقانیت مقاومت

یکی از حوادث مهم در عرصه فلسطین، آغاز روند جدیدی از عادی سازی روابط کشورهای عربی با رژیم صهیونیستی بود. آنچه در قالب عادی سازی روابط با رژیم صهیونیستی از سوی برخی کشورهای عربی و در رأس آنها امارات متحده عربی اتفاق افتاد در حقیقت علنی سازی روابطی بود که طی دو دهه گذشته در جریان بود. روابط دامنه دار رژیم صهیونیستی با مقامات امارات، بحرین، عربستان سعودی، عمان، سودان، مغرب و قطر طی یک دهه گذشته سوژه خبری رسانه های منطقه ای بوده است که عمدتاً از سوی منابع صهیونیست منتشر شده بودند. حضور تیم های ورزشی و هیئتهای آکادمیک و به ظاهر علمی نیز بخشی از این پروژه بود که در سال 2020 به طور کامل علنی شد.

علنی شدن این روابط دو نتیجه مهم برای مقاومت در بر داشت. اول اینکه سازشکاران فلسطینی را کاملاً از این کشورها که خود را حامی فلسطین می نامیدند ناامید ساخت و نشان داد آنها با ژست حمایت از فلسطین در مسیر مخالف ملت فلسطین در حرکت بوده، آب به آسیاب دشمنان جهان اسلام و ملت فلسطین می ریزند.

دوم آنکه برهمگان حقانیت رویکرد مقاومت را اثبات کرد. عادی سازی روابط کشورهای عربی با رژیم صهیونیستی در حالی اجرایی شد که هنوز فلسطینیان سازشکار منتظر هستند این اقدام به عنوان بخشی از طرح موسوم به «روند صلح خاورمیانه» ایالات متحده سال 1990، پس از حل مسئله فلسطین با صهیونیستها و تشکیل دولت مستقل فلسطینی به عنوان تکمله حل مسئله فلسطین، اجرایی شود.

اما سازشکاران فلسطینی به ناگاه شاهد آن بودند که کشورهایی که خود را حامی آنها نشان می دهند با خنجر از پشت به فلسطینیان، در کنار دشمنان آنها و غاصبان ملت فلسطین قرار گرفته اند. این مسئله بر همگان ثابت کرد صهیونیست ها جز زبان زور نمی فهمند و این مقاومت است که به حق ، برای مقابله با صهیونیستها با آنها با زبانی که می فهمند گفتگو می کند.
به طور کلی سال 2020 در فلسطین سال تأثیر طرح موسوم به «معامله قرن» ترامپ بود. در این سال آنچه فلسطین را تحت تأثیر قرار داد پیامدهایی بود که از این طرح ناشی شده بود. اما آنچه قابل توجه است این است که خروجی این پیامدها اگرچه در عرصه میدانی چندان به نفع فلسطینیان تمام نشد اما در عرصه رویکردها موجب اثبات حقانیت مقاومت و بی فایده بودن سازش شد. مسئله ای که علاوه بر پیشرفت و توسعه رویکرد مقاومت در افکار عمومی منطقه ای و جهانی، شکاف جدی در جناح غربی را در مسئله فلسطین نیز نشان داد و تعمیق آن را در این سال شاهد بودیم.

انتهای پیام/تسنیم

کلمات کلیدی خبر :فلسطین



^